تبلیغات
آسا وبلاگ - شخصیت شناسی؛ من بازی را دوست دارم!

تا به حال با آدم هایی مواجه شده اید که احساس کنید سر تا پای رفتار و گفتارشان اداست و انگار روی سن یک سالن نمایش بزرگ هستند و مدام دارند برای دیگران بازی می کنند؟!
ماهنامه تندرستی: تا به حال با آدم هایی مواجه شده اید که احساس کنید سر تا پای رفتار و گفتارشان اداست و انگار روی سن یک سالن نمایش بزرگ هستند و مدام دارند برای دیگران بازی می کنند یا اصلا جوری به نظر می رسند که انگار سرگرم بازی در بزرگترین نقش تاریخ هستند و اگر مرحوم اورسون ولز زنده بود باید جلوی اینها لنگ می انداخت؟!

شاید در برخورد با چنین افرادی تصور کنید که عامدانه و آگاهانه در حال این بازی هستند و قصدشان هم فریب دادن شماست که البته در مورد بعضی ها این قضیه صادق است اما عده دیگری هم هستند که انگار لابلای همین بازی هاست که زندگی می کنند و نفس می کشند و گویی این نمایش همه آن چیزی است که در زندگی شان دارند و اگر از آن بیرون انداخته شوند، اصلا زندگی برایشان بی معنی می شود.

این دسته از افراد درگیر یک اختلال روانشناختی به نام اختلال شخصیت نمایشی هستند که به خودی خود و با اخم و تخم و نصیحت و ... هم رفع نمی شود چون ریشه ماجرا به خیلی دورتر یعنی به دوران کودکی شان بازمی گردد و برای رفع این اختلال باید سفری به سال های بسیار دور کرد و ریشه اختلال را شناخت.

من بازی را دوست دارم

اختلال شخصیت نمایشی از کجا می آید؟

از دیدگاه طرح واره درمانی انسان به شش عامل برای پیشرفت نیاز دارد که معمولا در کودکی به آنها پاسخ داده می شود: «امنیت بنیادی»، «ارتباط با دیگران»، «خودگردانی»، «عزت نفس»، «خودبیانگری» و «محدودیت واقع بینانه». مهارت ارتباط با دیگران و عزت نفس دو موضوعی است که در اختلال شخصیتی نمایشی تاثیر زیادی دارد.

ارتباط با دیگران

ما برای دست یافتن به این احساس که با دیگران در ارتباط و تعامل هستیم، به عشق، توجه، احترام، درک شدن، مهربانی و همدلی نیاز داریم و باید آنها را از سوی خانواده یا دوستان مان دریافت کنیم. از جمله پیامدهای اشکال در ارتباط گرفتن با دیگران این است که شما همواره احساس تنهایی می کنید و نمی توانید از شر این احساس خلاص شوید. حتی ممکن است حس کنید هیچ کس شناخت عمیق و کاملی از شما ندارد یا اهمیتی برای تان قائل نیست.

عزت نفس

عزت نفس یعنی فرد خود را در زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی اش ارزشمند می داند. این احساس زمانی در ما شکل می گیرد که در کودکی مورد محبت و احترام خانواده، دوستان و همشاگردی های مان واقع شده باشیم. در بهترین حالت ما باید کودکی مان را به نحوی گذرانده باشیم که احساس عزت نفس در وجودمان تقویت شده باشد؛ در آن زمان باید احساس می کردیم که دیگران دوست مان دارند، خانواده مان تحسین مان می کنند، مقبول دوستان مان هستیم و در امر تحصیل موفق ایم.

در واقع برای داشتن عزت نفس بالا ما باید تعریف و تمجید دیگران را دریافت کنیم بدون اینکه از سوی آنها طرد شده یا بیش از حد مورد انتقاد قرار بگیریم.

شخصیت نمایشی درگیر کدام تله زندگی است؟

سه طرح واره در اختلال شخصیتی نمایشی تاثیرگذار است که شامل «محرومیت هیجانی»، «نقص و شرم» و «تاییدطلبی» است.

محرومیت هیجانی

تشخیص تجربه محرومیت هیجانی دشوارتر از سایر طرح واره ها است و اغلب حتی در افکار فرد نیز آشکار نمی شود زیرا این طرح واره در سنین بسیار پایین - پیش از آنکه شما بتوانید حتی آن را در قالب کلمه بیان کنید – ایجاد شده است.

من بازی را دوست دارم

تجربه شما از محرومیت هیجانی این است که احساس می کنید تا آخر عمر تنها می مانید. برخی چیزهای مشخص هرگز برای تان رنگ واقعیت به خود نمی گیرد، هیچ وقت کسی حرف هایتان را نمی شنود و شما در درک نمی کند. محرومیت هیجانی این احساس را در شما به وجود می آورد که جای چیزی خالی است؛ نوعی احساس خلأ.

شاید تصویری که به خوبی گویای این وضعیت باشد، تصویر کودکی فراموش شده است. محرومیت هیجانی همان چیزی است که کودک فراموش شده احساس می کند؛ یعنی تنهایی و بی کسی. محرومیت هیجانی، احساس گران و غم انگیزی است از اینکه فرد تا ابد تنها خواهد ماند و برای فرار از این تنهایی، فرد تمام تلاش خود را انجام می دهد تا همیشه در کانون توجه دیگران باشد.

نقص و شرم

اگر در این تله افتاده باشید، احساس می کنید که نقص جایی در درون تان است. عیب و نقص های شما در نگاه اول مشاهده نمی شود بلکه با جوهره وجودتان درآمیخته است. شما خود را لایق دریافت عشق و محبت دیگران نمی دانید و به خاطر همین از نزدیک شدن به دیگران و روابط صمیمانه فراری هستید.

این دسته از افراد دوست دارند که دیگران به آنها توجه کنند و آنها را بپذیرند ولی نزدیکی و صمیمیتی در کار نباشد.

شما ممکن است احساس غم و استیصال مبهم و مزمتی را تجربه کنید بدون آنکه بتوانید علت آن را توضیح دهید. شما متوجه نمی شوید که افسردگی تان تابعی از نگرش منفی است که به خود دارید. احساس بی ارزشی و خشم گرفتن بر خود بخش مهمی از احساس افسردگی را تشکیل می دهد. احتمالا شما احساس می کنید که در تمام زندگی تان افسرده بوده اید؛ افسردگی خفیفی که در پس زمینه زندگی تان پنهان شده است.

طرح واره نقص و شرم نه فقط روابط عاشقانه، بلکه سایر روابط صمیمانه را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. یک یاز خطرهایی که قبلا ذکر کردیم این است که شاید شما سعی کنید با ایراد گرفتن و پس زدن فرزندان، احساس نقص و شرم درون تان را تخفیف دهید. در واقع با آنها همان کاری را می کنید که با خود شما شده است. شما همه تقصیرها را به گردن فرزندان تان می اندازید؛ اما از یاد نبرید که آنها ضعیف و معصوم اند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند.

برای کنترل این طرح واره چه کنیم؟

در پاسخ به این سوال باید گفت احساس نقص و شرمی را که در دوران کودکی داشته اید در کودک آزرده درون تان را لمس کنید.

اولین قدم برای تغییر این است که احساس نقص و شرم اولیه دوران کودکی خود را دوباره تجربه کنید. تله زندگی شما از کجا آمده است؟ چه کسی در دوران کودکی شما را سرزنش می کرد و باعث می شد احساس شرمندگی کنید؟ چه کسی باعث به وجود آمدن این احساس در شما می شد که دوست داشتنی یا ارزشمند نیستید؛ پدر و مادرتان، خواهر یا برادرتان؟ پاسخ این سوال ها قطعات در شرایط خانوادگی شما در کودکی نهفته است.

سعی کنید تا آنجا که برای تان مقدور است اتفاق های مهم و تاثیرگذار زندگی تان را به خاطر بیاورید. بدین منظور می توانید به عکس های دوران کودکی تان مراجعه کنید یا به مکان های آشنا بازگردید و از تصویرسازی ذهنی کمک بگیرید. فهرستی از نشانه هایی را تهیه کنید که نشان می دهد برای غلبه بر تله نقص و شرم به حمله متقابل یا فرار متوسل می شوید.

آیا شما در سرزنش کردن دیگران افراط می کنید؟ آیا در برابر انتقادهای دیگران حالت تدافعی می گیرید؟ کسانی را که دوست دارید تحقیر می کنید؟ آیا بیش از حد معمول بر دستیابی به موفقیت و کسب جایگاه اجتماعی مناسب تاکید می کنید؟ آیا همه سعی و تلاش تان معطوف به این است که دیگران را تحت تاثیر قرار دهید؟ آیا پیوسته از دیگران انتظار دارید که به شما قوت قلب و اطمینان خاطر بدهند؟ پس بهتر است بدانید که هر کدام از این روش ها راهی است برای حمله متقابل به دیگران یا جبران افراطی رنجِ بودن در تله ای که در آن گرفتار هستید.

تاییدطلبی

در نهایت طرح واره تاییدطلبی عطش سیری ناپذیری نسبت به تایید و توجه دیگران را در درون شما پروش داده و به توجهی که دیگران به شما می کنند، محتاج تان می کند. افرادی که دچار اختلال شخصیت نمایشی هستند، برای دریافت این توجه حاضرند دست به هر کاری بزنند.

من بازی را دوست دارم

این طرح واره مانعی برای شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود و احساس ارزشمندی فرد بیشتر به واکنش دیگران وابسته است تا به تمایلات طبیعی خود. گاهی اوقات این طرح واره با تاکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول و امکانات یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ای است برای دستیابی فرد به تایید، تحسین و توجه دیگران.

برای درمان اختلال شخصیت نمایشی چه کنیم؟

برای خلاص شدن از اختلال شخصیتی نمایشی باید به طرح واره تغذیه کننده آن حمله کنیم؛ قدم اول استفاده از تکنیک های تصویرسازی ذهنی است. در این مرحله باید به گذشته سفر کنید و رویدادهایی را که سبب شکل گیری طرح واره شده است، شناسایی کنید. در قدم بعد باید کودک تنهای درون تان را که در توفان های گذشته آسیب دیده است، در آغوش بگیرید و با برخورد همدلانه با آن مواجه شوید. در نهایت انجام تکالیف خانگی نظیر نوشتن رویدادهای تحریک کننده طرح واره و احساسات مخرب، می تواند بسیار راهگشا باشد.

تکنیک تصویرسازی ذهنی

قبول دارم که اسم آن پیچیده به نظر می رسد اما باور کنید اصلا کار سختی نیست؛ ابتدا جای راحت و خلوتی را انتخاب کرده و برای شروع چند نفس عمیق بکشید به صورتی که اکسیژن به شکم شما برسد و مدت بازدم بیشتر از دم باشد. با هر تنفس و بازدم خود را از زمان و مکانی که در آن قرار دارید خارج کرده و به گذشته برگردید.

هدف ما از این سفر شناسایی خاطره ای است که به عنوان هسته مرکزی طرح واره شما عمل می کند. فراموش نکنید که ممکن است این خاطره در ناخودآگاه شما باشد و برای رسیدن و یادآوری آن باید چند بار تلاش کنید. قدم بعد از یادآوری خاطره، مفهوم سازی آن است؛ یعنی می خواهیم ارتباط آن را با طرح واره مورد نظر بررسی کنیم تا بفهمیم چه تاثیری روی ما دارد.